X
تبلیغات
پیکوفایل
سفرنامه حسام
  
 ماجرا ها، خاطرات و یادداشت های سفر
کشورها
تعداد بازدیدکنندگان : 469016

Locations of visitors to this page









 
26 فروردین 1390
ترکیه: آنتالیا، پارک آبی – ۱۷ آگوست ۲۰۱۰

پارک آبی یکی از جذابیت های توریستی هر شهر محسوب می شه که روزانه علاقمندان زیادی رو به خودش جذب می کنه. به طور کلی یک پارک آبی تشکیل شده از مجموعه ای از استخرهای به هم پیوسته به همراه بازی های آبی مختلف، سرسره ها، مجموعه رستوران و... .

از اونجا که مسافرت ما به آنتالیا در فصل تابستان و هوای مناسب برای استخر و شنا بود، دوست داشتیم پارک آبی این شهر رو هم تجربه کنیم.

چون Aqua Park به ما خیلی نزدیک بود، ما این پارک رو انتخاب کردیم. پارک آبی دیگۀ این شهر، در فاصله ای بسیار دورتر قرار داره و ظاهراً بیشتر بخاطر وجود استخر دلفین ها و نمایش های مختلفش معروف هست. ما چون قصد داشتیم از بازی های آبی استفاده کنیم، این پارک آبی رو انتخاب کردیم.

صبح ساعت ۹ صبحانه خوردیم و با تاکسی به پارک آبی رفتیم. به دلیل کم بودن فاصله، تنها ۵ دلار کرایۀ تاکسی دادیم.

بلیت ورودی برای هر نفر بزرگسال حدود ۳۰ هزار تومن بود که این پول فقط شامل ورودی و صندوقچۀ قفلدار می شه. در این پارک از حوله خبری نبود (یعنی حتی اجاره هم نمی شد کرد) و باید برای هر خرید دیگه ای که داخل مجموعه صورت می گرفت جداگانه بصورت نقد یا از طریق شارژ کارت اعتباری مخصوص داخل پارک اقدام می کردیم. 

این پارک به زیبایی و بزرگی پارک آبی بالی (که قبلاً در سفرنامۀ اندونزی درباره اش نوشتم) نبود، اما بازی های متنوع و خوبی داشت. سرسره های طولانی، سرسره های با شیب تند و یک استخر موج که هر یک ساعت یکبار فعال می شد و یک دریای طوفانی مواج رو تداعی می کرد.

ما ناهار رو داخل همین مجموعه خوردیم، که قیمت هایی مشابه بیرون هم داشت. 

یکی از معضلات این پارک های آبی اینه که مسئولان دم در اجازه نمی دن کسی با کفش وارد محوطه بشه. از طرفی زمین انقدر داغه که بیشتر از چند قدم نمی شه برداشت و کف پای آدم به شدت می سوزه! اگر قصد رفتن به پارک آبی (هر جای دنیا) رو دارین، یادتون باشه که با خودتون حتماً حوله و دمپایی ببرین که هم پول اضافه بابت اجارۀ حوله ندین و هم کنار استخرها راحت راه برین!

ما تا ساعت ۵ عصر در این پارک بودیم و بعدش با اینکه خیلی خسته بودیم اما ترجیح دادیم مسیر پارک تا هتل رو پیاده بریم تا خونه های ویلایی مسیر رو هم از نزدیک تماشا کنیم. این پیاده روی حدود نیم ساعت طول کشید.

از اونجا که شب آخر مسافرت ما محسوب می شد، غروب رو داخل محوطه هتل و کنار استخر گذروندیم و از خوراکی ها و نوشیدنی های رایگان هتل لذت بردیم!

قرار بود فردا صبح ماشین تور بیاد دنبالمون و ما رو به فرودگاه آنتالیا ببره تا از اونجا به استانبول و بعد هم به تهرون برگردیم.

برگشت ما به تهرون هم ماجرایی داشت... از تور با ما تماس نگرفتن و ما بلاتکلیف بودیم که چه ساعتی با چه کسی و به چه ترتیبی باید به استانبول برسیم... بطور اتفاقی دیدم دفتری روی میز رسپشن بازه که توش یه سری فکس هست. وقتی بهش نگاهی انداختم تازه متوجه شدم دفاتر تور ساعت حرکت از هتل به سمت فرودگاه رو برای هتل فکس می کنن!

من دفتر رو ورق زدم و متوجه شدم فردا ساعت 7 صبح میان دنبالمون که ما رو ببرن فرودگاه. جالب اینکه فردا صبح یه ماشین دیگه با یه یه تور با اسمی متفاوت اومد دم در هتل که بعد از نیم ساعت تازه فهمیدم باید سوار این یکی بشیم! چون راننده نشسته بود تو ماشینش و اصلاً هم حرف نمی زد...

این هم یکی دیگه از بدقولی ها و بی نظمی های تورهای ایرانی بود که برای ما اتفاق افتاد. اگر تجربۀ چند سفر قبلی نبود، مطمئناً پرواز رو از دست می دادیم و ناچار می شدیم متحمل هزینه هایی اضافه بشیم بابت برگشت به تهران...

خلاصه اینکه از آنتالیا به استانبول رسیدیم و بعد از طی مسیر از ترمینال پروازهای داخلی به سمت ترمینال پروازهای خروجی بین المللی رفتیم.

دو ساعت باقی مانده تا پرواز برگشت رو در فری شاپ فرودگاه گشتیم و ناهار رو هم توی یکی از رستوران های فرودگاه خوردیم...

پرواز برگشت هم بدون تاخیر انجام شد و ما دو ساعت بعد تهرون بودیم...


سایر نوشته ها