X
تبلیغات
رایتل
سفرنامه حسام
  
 ماجرا ها، خاطرات و یادداشت های سفر
کشورها
تعداد بازدیدکنندگان : 580443



Instagram



راهنمای سفر توریستگاه

رزرو آنلاین تورهای ویژه و لحظه آخری

Locations of visitors to this page



 
7 آبان 1394
مالزی: کوالالامپور (تور ایرانی، هتل، برج های پتروناس، مرکز خرید Suria) - اول اکتبر 2015

پرواز راس ساعت 9:30 شب بدون تاخیر انجام شد و هواپیما طبق برنامه 10 صبح به وقت کوالالامپور در فرودگاه اصلی مالزی به زمین نشست. مدت زمان پرواز هشت ساعته که کمی طولانی و خسته کننده اس اما تحمل پرواز موقع رفتن کار چندان سختی نیست، خصوصاً برای کسانی که می تونن در هواپیما بخوابن!

فرودگاه مالزی خیلی بزرگ و مدرنه. از سالن ورود تا سالن گیت های صدور ویزا و تحویل چمدان رو باید با قطار داخلی خود فرودگاه طی می کردیم. مسیر حرکت طوری طراحی شده که همه چیز کاملاً مشخصه و هیچکس گم نمیشه.

بعد از انجام کارهای روتین فرودگاهی، شخصی با تابلوی Palm Beach منتظر ما بود. وقتی همۀ مسافرها (که حدود 30 نفر بودن) رسیدن، سوار اتوبوس بزرگی شدیم و به سمت شهر راه افتادیم. فرودگاه تا کوالالامپور حدود یک ساعت فاصله داره و همیشه این تایم فرصت مناسبیه که لیدر به ارائۀ توضیحات بپردازه و تورهای جداگانه (آپشنال، که بابتش هزینۀ جداگانه دریافت میشه) رو اعلام کنه.

متاسفانه تابحال در کل سفرهایی که داشتم از هیچکدوم از لیدرها حرف های درست و قیمت های منصفانه ندیدم. اونها تمام سعی خودشون رو می کنن تا مسافران رو از تنهایی در شهر گشتن بترسونن و این موضوع رو القاء کنن که اگر از تورهای ما استفاده کنین هم از نظر مالی و هم از نظر امنیتی به نفع شماست.

لیدر ما، خانومی به اسم مریم که همسر آقای سعید صاحب و مجری تور پالم بیچ در کوالالامپور هستن هم دقیقاً همین کارو انجام دادن. گفتن نکات ایمنی و درخواست رعایت احتیاط یک بحثه، و ترسوندن مسافر و غلو کردن دربارۀ شرایط فقط بخاطر سود بیشتر یک بحث دیگه. خلاصه این خانوم تا جایی که تونستن مسافرهای خسته و تازه از راه رسیده رو از کوالالامپور ترسوندن:

اینکه شهر به هیچ وجه امنیت نداره،

اگر با تور ما همراه نباشین پلیس ازتون پاسپورت می خواد و اگر نداشته باشین زندانی می شین پس پاسپورت همیشه تو جیب لباستون باشه (کاری که اتفاقاً بی احتیاطی محض محسوب میشه!)،

راننده ها با دیدن شما وسط خیابون سرعتشون رو بیشتر می کنن و به شما می کوبن،

پلیس فاسده و اگر کارتون بهش بیفته باید کلی پول بدین تا شاااااااید مشکلتون حل بشه،

دزدی خیلی زیاده،

هیچ جا تنهایی نمی تونین برین چون براتون به صرفه درنمیاد،

و کلی حرف دیگه تا اینکه بگه ما یک پکیج براتون در نظر گرفتیم که با پرداخت نفری 240 دلار می تونین با آرامش و هزینۀ کمتر از همه جا دیدن کنین!

من در ادامۀ سفرنامه بطور دقیق تمام جاهایی که رفتیم و هزینه هایی که پرداخت کردیم رو خواهم نوشت، اما اینجا فقط این رو بگم که ما تمام اون کارها رو انجام دادیم، با موارد بیشتر و بطور شخصی (یعنی نباید معطل اتوبوس و کلی آدم دیگه می شدیم که برسن...) و برای دو نفر به جای 480 دلار، دقیقاً دراومد 180 دلار! یعنی 300 دلار صرفه جویی در هزینه ها.

بعد از این توضیحات لیدر و دستیارش شروع کردن به ثبت نام از متقاضیان تور و متاسفانه چون خیلی از مسافرها از قیمت ها آگاهی ندارن یا فکر می کنن نمی تونن خودشون این کارها رو انجام بدن، از راه نرسیده پول زیادی رو هدر می دن.

بعد از این ماجرا، به هر خانواده یک سیم کارت دادن و گفتن هر سیم کارت 5 رینگیت شارژ داره، اما تا 10 رینگیت شارژش نکنین آزاد نمیشه. اگر هم می خواین data رو روشن کنین و از اینترنت استفاده کنین باید یک شارژ 30 رینگیتی بخرین. بعد هم گفتن که یک جایی توقف می کنیم تا شما شارژ بخرین و از یک صرافی که قیمت های خوبی داره پول تبدیل کنین.

من چون اصولاً به هیچکدوم از حرف های لیدرها اعتماد ندارم، نه شارژ خریدم و نه پول تبدیل کردم. اما باز هم متاسفانه تمام مسافرها از جایی که لیدر معرفی کرده بود (و قطعاً بابتش پورسانت هم می گیره) شارژ خریدن که فروشنده هم به بهانۀ اینکه شارژهای 10 رینگیتی من تموم شده، به همه شارژ 30 رینگیتی فروخت! بسیاری از مسافرین هم از صرافی معرفی شده دویست یا سیصد دلار پول تبدیل کردن.

جالب اینکه من فقط سیم کارت رو به گوشیم انداختم و روشنش کردم. پیغام خوشامدگویی به شبکۀ مالزی رو گرفتم. شمارۀ خود لیدر رو به صورت تستی گرفتم که دیدم کار می کنه، بهش گفتم اشتباهی گرفتم و قطع کردم! بعد دیتای گوشی رو روشن کردم و دیدم اینترنت هم دارم! یعنی بدون انجام هیچ کار اضافی و با همون شارژ موجود در سیم کارت، هم تونستم تماس بگیرم و هم اینترنت داشته باشم!

دربارۀ صرافی هم بگم که نرخ تبدیل اون صرافی، بدترین نرخی بود که در تمام طول سفر دیدم! دربارۀ اینکه کدوم قسمت شهر صرافی های بهتری داره و کجا پولتون رو تبدیل کنید در پست های بعدی خواهم نوشت.

این ها به نظرم نکات مهمیه که همۀ مسافران باید بهش توجه کنن و صرفاً چون در یک کشور خارجی یک ایرانی اومده دنبالشون، به همۀ حرفها و گفته هاش اعتماد نکنن. درسته که اونها هم باید سود کنن، اما اسم این کار از یک جایی به بعد کلاهبرداریه، نه بیزینس.

از اینها بگذریم و از این هم بگذریم که اتوبوس وسط اتوبان خراب شد و ما یک ساعت معطل موندیم تا اتوبوس کمکی از محل شرکت به ما برسه... .

خلاصه، در نهایت بعد از تعویض اتوبوس و توقف برای خرید شارژ و تبدیل پول، ساعت 3 بعد از ظهر به هتل رسیدیم و اتاقمون رو تحویل گرفتیم. بسیاری از لیدرها هنگام گرفتن اتاق به مسافران کمک می کنن اما لیدرهای ما اینکار رو هم انجام ندادن. البته من شخصاً مشکلی با اینکار ندارم ولی خیلی از خانواده ها شاید نتونن به راحتی با مسئولین رسپشن ارتباط برقرار کنن.

از اینجا به بعد دیگه ما هیچ ارتباط و کاری با لیدرها نداشتیم تا روز آخر که باهاشون برگشتیم فرودگاه. حتی از تور رایگان یک روزه که ناهار هم می دادن استفاده نکردیم.

هتل ما هتل کنکورد بود که یکی از هتل های خوب کوالالامپور محسوب میشه. از نظر مکانی موقعیت خیلی خوبی داره و تنها چند قدم با ایستگاه مونوریل فاصله است. هتل بسیار تمیز و شیکه و اتاق های خوبی داره. اتاق رو تحویل گرفتیم و بعد از جابجایی وسایل، از اونجا که هنوز ناهار نخورده بودیم، به سمت برج های دوقلوی پتروناس.

برج های دوقلو انقدر نزدیک هستن که به راحتی پیاده تا اونجا رفتیم. من که تحت تاثیر عظمت و شکوه برج ها قرار گرفته بودم مدت نسبتاً زیادی رو به عکس و فیلم گرفتن ازشون گذروندم و وقتی دیگه حسابی گشنه ام شده بود، رفتیم داخلش.

مرکز خرید بزرگ و پنج طبقۀ Suria درست زیر برج ها قرار داره و یکی از طبقاتش فود کورت بزرگیه که انواع غذاها رو ارائه می ده. از اونجا که ساعت 7 شب بود، ناهار و شام رو یکجا خوردیم و رفتیم به طبقات دیگه برای دیدن فروشگاه ها.

قیمت غذا و خوراکی در مالزی بسیار مناسب هست و از تهران خیلی پایین تره. البته همیشه بستگی داره که کجا و چه غذایی رو سفارش بدین اما مقایسۀ موردی نشون می ده قیمت ها کمتره.

مرکز خرید Suria خیلی بزرگه و انواع فروشگاه ها، رستوران، کافه، سوپرمارکت، مارک های معروف، صرافی، سینما و... توش هست که قطعاً با یکبار نمیشه تمامش رو دید. راس ساعت 10 شب فروشگاه ها شروع کردن به پایین کشیدن کرکره ها. احتمالاً یک ساعتی طول می کشه تا کل مرکز تخلیه بشه.

هتل رو پیاده برگشتیم و از خیابونی گذشتیم که پر از رستوران و کافه های زیبا بود. صدای موسیقی بلند و مردم در حال خوردن انواع غذاها و نوشیدنی های حلال و غیرحلال! خیابون خیلی باحالی بود اما چون خسته بودیم و خیابون هم با هتل فقط پنج دقیقه فاصله داشت، به اتاق برگشتیم تا استراحت کنیم. شب قبل هم تماماً داخل هواپیما بودم و درست نخوابیده بودم.

برای فردا برنامه های زیادی داشتیم که باید به موقع بیدار می شدیم تا به همه شون برسیم.


سایر نوشته ها