X
تبلیغات
رایتل
سفرنامه حسام
  
 ماجرا ها، خاطرات و یادداشت های سفر
کشورها
تعداد بازدیدکنندگان : 589604



Instagram

Locations of visitors to this page



 
22 مهر 1389
ترکیه: از استانبول به آنتالیا - ۱۵ آگوست ۲۰۱۰

ما یکشنبه صبح بعد از خوردن صبحانه وسایلمون رو جمع کردیم و چون باید ساعت ۱۳ اتاق رو تحویل می دادیم، حدود ۱۱ اومدیم توی لابی و چمدون هامون رو تحویل انبار هتل دادیم تا ساعت ۱۴ که بیان دنبالمون و ما رو به فرودگاه ببرن. از ۱۱ تا ۱۳:۳۰ رفتیم اطراف هتل قدم زدیم و یه سر هم به فروشگاه بزرگ Carrefour نزدیک هتل زدیم. مینی بوس تور با حدود بیست دقیقه تاخیر اومد دنبالمون و ما رو برد به سمت فرودگاه آتاتورک.

فرودگاه آتاتورک، قسمت پروازهای داخلی به بزرگی پروازهای خارجی نیست، اما چیزی هم ازش کم نداره. لیدری که اومده بود دنبالمون توضیح داد که برای پروازهای داخلی نیازی به در دست داشتن بلیت کاغذی نیست و تنها با ارائۀ گذرنامه ها، برامون کارت پرواز صادر می شه.

دقیقاً هم همینطور بود. من به کانتر هواپیایی Onur Air رفتم و گذرنامه ام رو نشون دادم. اونها شمارۀ گیت رو به من گفتن و اینکه کجا باید چمدونهامونو تحویل بدیم.

قسمت تحویل بار هم باز با دیدن گذرنامه ها، چمدون ها رو تحویل گرفت و بهمون کارت پرواز داد.

هواپیما سر ساعت ۴ از استانبول به سمت آنتالیا پرواز کرد. مدت زمان پرواز حدود یک ساعت بود و در این مدت هیچی بهمون ندادن بخوریم! اگر کسی چیزی می خواست (حتی آب) باید پول می داد و از مهماندارها می خرد.

حدود ساعت ۵ هواپیما در فرودگاه آنتالیا به زمین نشست. چمدون هامونو برداشتیم و بیرون رفتیم. به محض ورود به فضای باز، اولین چیزی که جلب توجه کرد، رطوبت بیش از حد هوا بود. خوشبختانه کسی که دنبالمون اومده بود رو به سرعت پیدا کردیم و سوار ون شدیم تا به سمت هتل بریم. هتل Club Falcon.

راننده که ظاهراً کاملاً به پیچ و خم های شهر آشنا بود، ما رو از مسیری میانبر برد که باعث شد در کمتر از نیم ساعت به هتل برسیم. اما مسیر، جاده ای بود جنگلی که خیلی شبیه بود به جاده های شمال خودمون. این باعث شد همون اول یه کم بخوره توی ذوقمون و فکر کنیم آنتالیا این شکلیه! اما با دیدن هتل و خیابون های اصلی شهر نظرمون به سرعت عوض شد!

هتل Club Falcon یکی از هتل های چهار ستارۀ آنتالیاست که در یکی از بهترین مناطقش یعنی ساحل Lara ساخته شده. پنج تا ساختمون داره و چندین محوطه. یک استخر نسبتاً بزرگ، یک استخر کوچیکتر (که بصورت شبانه روزی باز بود)، فضایی برای انواع بازی ها، سفره خونۀ سنتی، چندین رستوران، بار کنار استخر، رستوران روی بالکن و یه پلاتفرم خوب برای شنا در دریا و آفتاب گرفتن.

از ساعت ۷ صبح تا ۱۲ شب هم هر چیزی که هر جایی در هتل بخوری مجانیه! یعنی صبحانه، نهار و شام که هیچ، عصرونه، میان وعده، صبحانۀ دیر، بار کنار دریا (با انواع نوشیدنی های سرد و گرم مجاز و غیرمجاز!) و...

در کل به نظرم اینجور هتل ها برای کسانی که می خوان یک هفته استراحت کنن و همه اش توی هتل بمونن جای خیلی خوبیه. همه جور امکانات تفریحی که داخل هتل هست، هر چی هم هرچقدر بخوری مجانیه! خوراک ما ایرانی هاس!!!

وقتی به هتل رسیدیم، مسئول رسپشن گفت برگه های واچر تور رو بهم نشون بدین. از اونجا که لید Sea Travel در استانبول همون اول برگه ها رو از ما گرفته بود، چیزی نداشتیم که بهش بدیم. پاسپورت ها رو نشونش دادم، زد توی کامپیوتر و گفت نمی شه، حتماً برگه ها لازمن. من که یه کم نگران شده بودم، شروع کردم به توضیح دادن براش که اون یه فرم گذاشت جلوم و گفت حالا فعلاً اینو پرش کن... نگاه کردم دیدم تمام مشخصات ما، اسم و فامیلی و شماره پاسپورت و تاریخ ورود و خروجمون روش ثبت شده. بهش گفتم شما که اینا رو دارین، دیگه واچر می خواین چیکار... خندید گفت شوخی کردم! می خواستم ببینم چی می گین!!!

بعد که با هم دوست شدیم ازش خواستم یکی از اتاق های خوبش رو بهمون بده که نمای رو به دریا داشته باشه. اونم نامردی نکرد یکی از بهترین اتاق هاش رو داد. اتاقی در طبقۀ چهارم و درست رو به دریا.  

نمای پنجره اتاق ما به دریا

دو تا کارت هم بهمون دادن برای حوله. برای گرفتن حولۀ کنار استخر باید این کارت ها رو بدین، حوله بگیریم و موقع برگردوندن حوله ها کارتمون رو پس بگیریم. اگر کارت رو گم می کردیم، بابت هر کدوم ۱۰ دلار جریمه می گرفتن.

بعدش یکی از کارکنان هتل اومد جلو و یه مچبند صورتی بست به دستمون. روش اسم هتل نوشته شده بود و قابل باز کردن هم نبود. توضیح دادن که این مچبند به معنای اینه که در هتل اقامت داریم و مجوزیه برای استفاده از رستوران ها و بار هتل. 

همون اول که وارد اتاقمون شدیم برای چند دقیقه محو تماشای تصویر دریا بودیم. نور غروب روی آب افتاده بود و کوه های بلندی سمت راست دیده می شدن که منظره ای خارق العاده بوجود آورده بود. 

استخر هتل

از پایین بوی کباب بلند شده بود و ما هم که مدتی بود چیزی نخورده بودیم، سریع آماده شدیم و رفتیم توی محوطه تا علاوه بر کشف فضاهای مختلف هتل، شام هم بخوریم. انواع مختلف غذا، دسر و سالاد سر میزی بود که به شکل سلف سرویس ارائه می شد.

بعد از شام، توی محوطه قدم زدیم و حدود ساعت ۱۲ شب رفتیم برای خواب.

برنامه به این شکل بود که فردا، دوشنبه، رو بطور کامل در هتل بگذرونیم و سه شنبه به پارک آبی آنتالیا به اسم Aqua Park بریم.

ادامه دارد...


سایر نوشته ها