X
تبلیغات
بازی تراوین
سفرنامه حسام
  
 ماجرا ها، خاطرات و یادداشت های سفر
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 453882

Locations of visitors to this page







 
7 دی 1388
اندونزی: گشت جزیره بالی، روز اول – دسامبر ۲۰۰۹

ساعت ۸ بیدار شدیم تا صبحانه رو در یکی از پنج رستوران هتل بخوریم. صبحانه در فضایی باز، کنار برکه ای پر از ماهی و گل های نیلوفر، به صورت سلف سرویس سرو می شد شامل انواع غذاهای سرد و گرم: چند مدل نان و پنیر، انواع مربا، تخم مرغ نیمرو و آب پز، املت، برنج سفید به همراه چند نوع غذای گرم محلی بالی (اغلب شامل جوانۀ گندم و سبزیجات)، سوسیس، ژامبون و انواع میوه های اندونزیایی... 

طبق برنامه ساعت ۹ آقای ویرتوت اومد دنبالمون تا ما رو برای گشت یک روزۀ جزیره ببره. از اونجا که در اندونزی ماشین های شاسی بلند بیشتر از ماشین های معمولی دیده می شن، ماشین ما هم یک ون بزرگ بود با راننده.

اولین توقف بازدید از یک مرکز تولید صنایع دستی – شامل نقاشی روی پارچه – بود. جایی که می شد کار ظریف هنرمندان رو از نزدیک تماشا کرد و البته از فروشگاه مجاور هم تولیدات دستی اونها رو خرید.

از قبل – در جاکارتا – شنیده بودیم که یکی از بهترین مراکز خرید صنایع دستی اندونزی در جزیرۀ بالی و نزدیکی شهر Sanur قرار داره. وقتی به اونجا رسیدیم از وسعت مکان و تنوع اجناس موجود در اون تعجب کردیم. انواع کارهای چوبی، فلزی، سنگی، مواد خوراکی، تزئینی، لباس و... با قیمت هایی پایینتر از جاهای دیگه در این مرکز وجود داشت. به محض ورود ما، یکی از فروشندگان با ما همراه شد و دربارۀ اجناس توضیح می داد. چون همه چیز اتیکت قیمت داشت، خیالمون از این بابت راحت بود و وجود این فروشنده – که مطمئناً پورسانت هم می گرفت – نه تنها باعث اذیت نبود (چیزی که در تایلند به شدت آزاردهنده اس)، بلکه راهنمایی های بسیار مفیدی هم می کرد و مثلاً دربارۀ نحوۀ کارکرد یا مادۀ بکار رفته در شیئی توضیح می داد که خود ما به هیچ عنوان متوجه اش نمی شدیم.

بعد از یک ساعت، حدود ساعت ۱۲ به آتشفشان بالی رسیدیم. آتشفشانی که هنوز فعال هست و از گدازه هاش در ساخت و ساز استفاده می شه. ناهار رو در رستورانی بسیار زیبا – با دیواره هایی شیشه ای رو به آتشفشان و دریاچۀ مجاورش – خوردیم که به صورت سلف سرویس بود با انواع غذاهای محلی بالی.

برنامۀ بعدی بازدید از باغ قهوه و کاکائو بود. باغی کوچک با انواع درختان و گیاهان محلی اندونزی. درخت کاکائو، قهوه، موز، نارگیل، دارچین، زعفران و... در این باغ وجود داشت و می شد از نزدیک طرز تهیۀ قهوه از درخت قهوه رو تماشا کرد. بعد از بازدید، از ما با چهار فنجان کوچک پذیرایی کردن: قهوه، هات چاکلت، نسکافه و چای دارچین. این پذیرایی مجانی بود اما بعد از چشیدن طعم اونها، ترغیب به خرید یک بسته هات چاکلت شدیم که مزه اش فوق العاده بود. 

از جاذبه های توریستی بالی، معابد بودایی و هندوهاست. معبدهایی بزرگ، تمیز و پر از گل و گیاه با عطر عود در فضا. سکوت و آرامش حاکم بر این معابد آدم رو از دنیا و هیاهوش جدا می کنه و به دنیای دیگه ای می بره. معبدی که ما واردش شدیم، یکی از زیباترین معابدی بود که تابحال دیده ام. ابتدا از پله های متعدد عبور کردیم و از کنار حیوانات مقدس (مثل آهو) گذشتیم... سپس وارد حیاط شدیم که پر بود از گل های زرد و قرمز مخملی... فضاهای متعدد برای مراقبه و نیایش تعبیه شده بود که در کنار برکه های آب (پر از ماهی های بزرگ قرمز) و گل های نیلوفر آبی شناور، فضایی رویایی و آرامش بخش بوجود میاورد. دقیقاً نمی دونم چه مدت داخل این معبد بودیم، اما وقتی بیرون اومدیم راهنما بهمون گفت که وقت برگشتن به هتله!  

در مسیر برگشت از چند شهر کوچک سرراهی گذشتیم که پر از صنایع دستی مختلف بودن. دو جا توقف کردیم، در یک مرکز کار روی چوب – که مجسمه های کوچک و بزرگی رو از تنه و ریشۀ درختان درمیاورد – و یک مرکز نقاشی که آثار هنری مختلفی روی بوم خلق می کردن (البته با قیمت های خیلی بالا).

ساعت ۶ رسیدیم هتل و از اونجا که از راهنما و راننده خیلی راضی بودیم و قصد داشتیم فردا از قسمت های دیگۀ جزیره (شامل جزیرۀ لاک پشت ها، جنگل میمون ها، یک معبد و معروفترین جاذبۀ توریستی بالی یعنی Tanah Lot) بازدید کنیم، باهاشون طی کردیم که برای یک روز دیگه همین ماشین، راننده و راهنما در اختیارمون باشن و تمام ورودی ها هم بر عهدۀ اونها باشه (کلاً ۸۰ دلار).

به محض ورود به اتاق، مایو پوشیدیم و به سمت استخر رفتیم...

کنار استخر تابلویی نصب شده بود برای تبلیغ برنامۀ رقص سنتی بالی به همراه شام و دسر کنار استخر هتل. بعد از مشورت تصمیم گرفتیم برای این برنامه ثبت نام کنیم و در ازای نفری ۱۷ دلار از ساعت ۷ تا ۱۱ شب رو کنار استخر گذروندیم. تنوع شام و دسر فوق العاده بود و تماشای رقص سنتی بالی – که در هر پرده داستانی رو روایت می کردن – واقعاً دیدنی بود. بعد از شام رفتیم کنار دریا و تا ۱۲ اونجا بودیم.  

(ادامه دارد)


سایر نوشته ها