X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل
سفرنامه حسام
  
 ماجرا ها، خاطرات و یادداشت های سفر
کشورها
تعداد بازدیدکنندگان : 539278



Instagram



Locations of visitors to this page



 
3 تیر 1395
لیتوانی: ولینیوس، گشت نیمروزه و بازدید از اماکن توریستی مهم - 3 می 2016

قبلاً مسیر هتل رو روی نقشه مشخص کرده بودم. از ایستگاه اتوبوس تا هتل راه زیادی نبود و چون 4 ساعت نشسته بودم و چمدون سبکی هم داشتم، تصمیم گرفتم پیاده برم. من اصولاً پیاده روی در سفر رو ترجیح می دم چون باعث میشه خیابون ها و خونه ها رو بهتر ببینم.

بیست دقیقه بعد به هتل، که در واقع خوابگاه قدیم دانشجویان هتر شهر ویلنیوس بود، رسیدم. چک این کردم و اتاق رو تحویل گرفتم. اتاق یک نفره بود و امکانات کاملی داشت. برای یک شب تا صبح خوابیدن زیاد هم بود.

بعد از جابجا کردن وسایل بلافاصله بیرون اومدم و به سمت منطقۀ قدیمی شهر که بهش Old Town می گن رفتم. ساعت حدود 5 عصر بود و من شیش ساعت وقت داشتم گشتی در شهر بزنم و جاهای اصلیش رو ببینم. خوشبختانه تمام اماکن دیدنی کنار هم و در همون منطقۀ قدیمی شهر واقع شدن و فاصلۀ چندانی هم با هتل نداشتن.

از روی نقشه ای که توی گوشی موبایلم ذخیره کرده بودم خیلی راحت مسیر رو پیدا کردم و وارد Old Town شدم. این منطقه هم مثل بافت قدیم شهر ریگا پر بود از ساختمان های قدیمی، خیابان های سنگفرش، کلیساها و کافه و رستوران. تنها تفاوتی که با ریگا داشت این بود که در ریگا اگر ساختمان قدیمی به هر دلیل خراب میشد تعمیرش می کردن و به همون شکل قدیمی خودش بازسازی میشد. اما در ویلنیوس اگر قسمتی خراب شده بود، به همون شکل باقی گذاشته بودنش. در مجموع، سایۀ حضور شوروی سابق همچنان بر سر شهر حس می شد. خانه های مناطق مسکونی به هم چسبیده و یک شکل بودن و از معماری فاخر در اونها خبری نبود. تفاوت دیگه، مردم شهر بودن. هر چقدر مردم ریگا چهره های شادی داشتن، چهرۀ مردم ویلنیوس خشک و بی احساس بود.

اول از همه سراغ کلیسای بزرگ کاتولیک ویلنیوس و قلعۀ شهر رفتم که کنار هم بودن. کلیسا بزرگ بود با معماری زیبا، شبیه به معماری ایتالیایی. داخل کلیسا یک مراسم مذهبی در حال برگزاری بود و چون در باز بود من هم واردش شدم. مردم روی ردیف های صندلی نشسته بودن و دعایی می خوندن. فضای جالبی بود.

بعد از اون سمت قلعۀ شهر رفتم که بالای تپه ای ساخته شده بود و چشم انداز بسیار زیبایی به شهر داشت. البته بالا رفتن از تپه حدود یک ربع طول کشید و مسیر هم چندان راحت نبود. اما بالای تپه پر از توریست بود و مردمی که برای تماشای چشم انداز شهر اون بالا اومده بودن.

در مسیر برگشت از جلوی چند کلیسای زیبا رد شدم و وقتی احساس خستگی کردم، روی یکی از صندلی های کافۀ کنار خیابون نشستم، چیزی سفارش دادم و به انبوه توریست هایی که در رفت و آمد بودن نگاه کردم.

با فرو رفتن خورشید، هوا که به تدریج سرد و سردتر شد. تا ساعت 11 شب در خیابان های منطقۀ قدیمی شهر قدم زدم و از یک سوغاتی فروشی چند یادگاری از شهر خریدم. قیمت ها از ریگا پایین تر بود.

حدود ساعت 11 شب تصمیم گرفتم به سمت هتل برگردم. در راه برگشت یک کوچه رو اشتباه رفتم و به خیابونی رسیدم که برام کاملاً غریبه بود. همه جا تاریک بود و کسی هم دیده نمیشد که بتونم ازش سوال کنم. راهی که اومده بودم رو برگشتم و سعی کردم مسیر درست رو از روی نقشه پیدا کنم. بعد از چند دقیقه دو پسر جوون رو دیدم و به سمتشون رفتم. گفتم که کجا می خوام برم و فهمیدم اونها هم خودشون توریست هستن! از روی نقشه ای که داشتن به کمک هم مسیر رو پیدا کردیم و خداحافظی کردم. کمی جلوتر از پسر دیگه ای که اهل ویلنیوس بود باز هم مسیر رو سوال کردم و اون پسر گفت با من بیا چون مسیر من هم همینه. چند دقیقه بعد خیابون هتل رو پیدا کردم و ازش تشکر کردم.

تفاوت دیگۀ ریگا با ویلنیوس در این بود که در ریگا حتی هنگام شب همه جا روشن بود و تابلوهای راهنما و مردم و تاکسی همه جا دیده میشد، اما در ویلنیوس بعد از ساعت 10 شب تقریباً همه جا خلوت بود و تاریک. کوچه ها باریک و طولانی بودن و برای اینکه بفهمی تهش به کجا می خوره باید مسیری طولانی رو طی می کردی. از ماشین و تاکسی هم خبری نبود!

بالاخره با نیم ساعت تاخیر نسبت به برنامه به هتل رسیدم. وسایلم رو جمع کردم که فردا صبح بعد از صبحانه به ایستگاه اتوبوس برگردم تا به ریگا برم. اقامت من در ویلنیوس تنها چند ساعت بود و به نظرم همین هم ارزشش رو داشت، چون شیش ساعت برای گشتن در شهر و دیدن اصلی ترین دیدنی هاش کاملاً کافی بود.

فردا صبح ساعت 8 بیدار شدم، صبحانه خوردم و به سمت ایستگاه اتوبوس رفتم. با اینکه پیاده رفتم باز هم نیم ساعت زودتر رسیدم. اتوبوس طبق برنامه راس ساعت راه افتاد و من ساعت 13 در ریگا پیاده شدم.

پرواز برگشت من ساعت 5 عصر به کیف (اوکراین) و از اونجا به تهران بود. باید به فرودگاه می رفتم و تصمیم داشتم برای اینکار از اتوبوس استفاده کنم. از خانومی که پشت باجۀ Tourist Information نشسته بود سوال کردم و راهنمایی کردم که سوار خط شمارۀ 22 بشم و آخرین ایستگاه پیاده شم. بلیت رو از یکی از دکه های Narveseen به مبلغ 1.3 یورو خریدم و سوار اتوبوس شدم. قبل از 2 به فرودگاه رسیدم و بقیه اش هم که کارهای روتین فرودگاهی بود.

تنها چیزی که باعث نگرانی سفرهای دو پروازه هست، تاخیر پرواز اول و در نتیجه از دست دادن پرواز دومه؛ اما خوشبختانه پروازها طبق ساعت انجام شدن و من طبق برنامه (حتی نیم ساعت زودتر!) در فرودگاه امام خمینی پیاده شدم.


 
26 خرداد 1395
لتونی و لیتوانی: از لتونی تا لیتوانی، دربارۀ اتوبوس های اروپایی – 2 می 2016

طبق برنامه ساعت 8 صبح بیدار شدم و به سالن صبحانه رفتم. به اتاق برگشتم، دوش گرفتم، وسایلم رو جمع کردم و ساعت 10 کلید اتاق رو به رسپشن تحویل دادم و چک-اوت کردم.

قبلاً محل ایستگاه اتوبوس رو روی نقشه پیدا کرده بودم. راه زیادی نبود، نهایتاً 10 دقیقه پیاده. من هم که فقط یک چمدون کوچیک داشتم و میشد راحت تا اونجا برم. البته از قبل برنامۀ سفرم رو با مدیر فستیوال هماهنگ کرده بود و بلیت رفت و برگشت رو هم از طریق اون خریده بود. گفته بود ماشین بفرستم دنبالت که تا ایستگاه ببردت ولی گفتم لازم نیست، ترجیح میدم پیاده برم که برای آخرین بار تو خیابون های ریگا قدم زده باشم.

به اندازۀ کافی وقت داشتم. زمان حرکت اتوبوس ساعت 11 صبح بود و از ریگا تا ویلنیوس (طبق چیزی که روی بلیت چاپ شده بود) چهار ساعت راه بود. یعنی ساعت 3 بعد از ظهر باید به ویلنیوس می رسیدم.

من ساعت ده و نیم به ایستگاه اتوبوس رسیدم و از روی شمارۀ پلتفرم (سکو) که روی بلیت چاپ شده بود خیلی راحت جایی که باید منتظر اتوبوسم می موندم رو پیدا کردم و روی یکی از صندلی های فضای باز نشستم.

ایستگاه اتوبوس خیلی بزرگ نبود و حدود 50 تا سکو داشت. کنار هر سکو یک تابلوی دیجیتالی بود که شمارۀ خط و مقصد روش نوشته شده بود. جالب بود که از ریگا به تقریباً تمام شهرهای اروپایی اتوبوس مستقیم وجود داشت. از اوکراین و استونی گرفته تا یونان و آلمان. برای بعضی از مسیرها قبل از سوار شدن مسافرین پاسپورتشون رو چک می کردن (با اینکه همه عضو شینگن بودن). من این چک پاسپورت رو وقتی که از هلند به بلژیک و بعد هم از بلژیک به فرانسه رفتم هیچ جا ندیده بودم. شاید دستورالعمل های امنیتی جدید بود.

هر اتوبوس یک ربع قبل از ساعت حرکتش به سکو میومد. مسافرین رو سوار می کرد و راس ساعت هم راه میفتاد. بسیار دقیق و منظم و طبق برنامه.

دربارۀ خرید بلیت از ریگا به ویلنیوس این رو بگم که من وقتی برنامۀ سفرم قطعی شد تصمیم گرفتم حالا که دارم تا اونجا می رم یه کشور دیگه رو هم به برنامه ام اضافه کنم. تحقیق کردم و دیدم لیتوانی و استونی بهترین و نزدیکترین گزینه ها هستن. پایتخت هاشون هر کدوم تقریباً 4 ساعت با ریگا فاصله داشت و هر دو هم بسیار دیدنی بودن. از اونجا که لیتوانی جنوب لتونی بود و استونی شمالش، لیتوانی هوای گرمتری داشت و من ترجیح می دادم جایی برم که هوای بهتری داره. استونی هم بسیار زیبا بود و سردتر. در نهایت جاهای دیدنی هر دو رو یکبار دیگه چک کردم و لیتوانی انتخاب شد.

برای سفر از لتونی به لیتوانی قطار و هواپیما هم بود که من اتوبوس رو انتخاب کردم. چون با قیمت مناسب در زمان نسبتاً کم من رو به مقصد می رسوند. روی اینترنت سرچ کردم و چند خط اتوبوسرانی پیدا کردم که بین این دو شهر کار می کنن و بعداً متوجه شدم که همین دو خط تقریباً تمام اروپای شرقی و مرکزی رو پوشش می دن.

قیمت ها و برنامه های حرکت رو روی سایت هر کدوم چک کردم و دیدم هر کدوم در هر روز چندین بار بین این دو شهر حرکت می کنن. یعنی از ساعت 6 صبح تا 12 شب حداقل ده انتخاب وجود داشت که من برای رفتن اتوبوس ساعت 11 صبح و برای برگشت اتوبوس ساعت 9 صبح رو انتخاب کردم.

قسمت سخت قضیه، مثل همیشه، پرداخت پول و خرید بلیت بود. برای اینکار از مدیر فستیوال خواستم که برام انجامش بده و من پول رو نقداً در ریگا بهش می دم. قیمت بلیت رفت 11 یورو و برگشت 13 یورو شد. یعنی مجموعاً 24 یورو. دلیل اختلاف قیمت هم این بود که من برای رفت از خط اتوبوسرانی EcoLines و برای برگشت از خط اتوبوسرانی EuroLines استفاده کردم.

حالا من محض اطمینان بلیت رو از قبل خریدم (و بهتره همه همینکارو انجام بدن) ولی اگر کسی به هر دلیل امکانش رو نداشته باشه، همونجا توی ایستگاه هم میشد بلیت خرید. هم از دستگاه های خودکار و هم از مسئول فروش (با قیمتی کمی بالاتر).

درست یک ربع قبل حرکت اتوبوس اومد و بدون اینکه پاسپورت ها رو چک کنن سوار شدیم. البته کلاً ده نفر هم نمی شدیم! برای همین هر کی هر جا که دوست داشت نشست. صندلی راحت، کولر، دستشویی، برق (برای شارژ موبایل) و اینترنت رایگان در کل طول سفر فراهم بود. در اتوبوس برگشت (یعنی یورولاینز) جلوی هر کس یک مانیتور هم بود (مثل هواپیما) که فیلم و موسیقی و بازی داشت و یک دستگاه اتوماتیک قهوه، که هر مسافر می تونست هر چند بار که می خواد به رایگان ازش استفاده کنه و قهوه بخوره. به نظرم 2 یورو بیشتر ارزشش رو داره که اگر برنامه تون می خوره با یورولاینتز سفر کنین.

مسیر بیشتر جنگل بود و مزرعه. چیزی شبیه شمال خودمون. اتوبوس فقط یک جا بین راه در حد 5 دقیقه توقف کرد و راس ساعت هم به مقصد رسید.

قبلاً نقشۀ شهر ویلنیوس رو روی گوشیم ریخته بودم و می دونستم ایستگاه اتوبوس دقیقاً کجای شهره و من باید به کجا برم. از قبل از طریق سایت booking.com یه اتاق یک نفره برای خودم رزرو کرده بودم و خیالم از این بابت راحت بود.

خوبه این نکته رو دربارۀ رزرو هتل از سایت booking.com بگم که برای رزرو بعضی هتل ها شما حتماً باید از قبل یک مبلغی رو بعنوان پیش پرداخت به حسابشون واریز کنین. بعضی دیگه از شما شمارۀ کارت اعتباری (ویزا یا مسترکارت) می خوان، و بعضی دیگه هیچی نمی خوان و همینجوری بلافاصله براتون رزرو می کنن.

اگه هتل خاصی مد نظرتونه که پیش پرداخت لازم داره، باید بعد از رزرو پولش رو هم اینترنتی پرداخت کنین (یا با کارت خودتون، که اغلب ما توی ایران کارت اعتباری بین المللی نداریم) یا از طریق شرکت هایی که در قبال دریافت یک وجهی این پرداخت رو براتون انجام می دن.

اگر هتل فقط یه شماره کارت ازتون می خواد (و قرار نیست پولی برداشت کنه) راهش اینه که یه شماره کارت الکی بهش بدین. البته نمی تونین همینجوری شماره وارد کنین، چون ارقام از یک الگوی خاصی پیروی می کنن و الگوریتم خاصی براشون در نظر گرفته شده. برای اینکار می تونین از این سایت استفاده کنین. این سایت بهتون یه شماره کارت ویزا یا مستر می ده که قابل استفاده اس اما توش هیچ پولی وجود نداره. شما پول هتل رو نقداً زمان ورود پرداخت خواهید کرد و این شماره کارت هیچوقت دیگه به کارتون نمیاد.

هتلی که من انتخاب کردم هیچکدوم از اینها رو لازم نداشت و گفته بود هزینۀ یک شب اقامت رو نقداً هنگام ورود ازم می گیره. من برگۀ تاییدیۀ رزرو رو پرینت گرفته بودم و همراهم داشتم.

این نکته رو هم یادتون باشه که همیشه یک پرینت کاغذی از برگه های تاییدیۀ هتل و سایر خریدها یا رزروهایی که انجام می دین همراه داشته باشین. یک جایی که اصلاً فکرشم نمی کنین به کار میاد.

خلاصه که من راس ساعت 3 بعد از ظهر در ویلنیوس، پایتخت لیتوانی، از اتوبوس پیاده شدم.

(بقیه اش در پست بعدی)


   1       2       3       4       5       ...       49    >>
سایر نوشته ها